-
دیگر عناوین این انیمه نام انگلیسی:Tales of the Abyss
نام ژاپنی:テイルズ オブ ジ アビス
خلاصه داستان لوک فابیر پسر شرور خانواده سلطنتی کیملاس است که در قصر پدرش زندانی است زیرا هفت سال پیش توسط دشمنش ملکوت دزدیده شده بود. در این هفت سال حافظه اش را از دست داده و فقط در ذهنش صداهای عجیبی می شنود، وقتی با معلمش مشغول تمرین است، زنی به آنها حمله می کند که...اطلاعات تکمیلی نوع:فصل:وضعیت:سال ساخت میلادی:منبع:تهیهکنندگان:Bandai Visual , Animax , Atelier Musa , Bandai Namco Gamesنقد و بررسی داستان با امتیاز 8 از 10 توصیه: تماشای این نمایش بسیار سرگرم کننده بود. طرح داستان بسیار دلخراش است و شخصیت ها جالب هستند، بنابراین برای هرکسی که انیمه فانتزی دوست دارد از من استقبال می کند. نکات مثبت: + داستان وحشی پر از پیچ و خم هایی که آینده را نخواهید دید. وقتی وارد داستان شوید، تقریباً هر قسمت حداقل یک لحظه "اوه لعنتی" دارد. برای من، تجربه تماشا چیزی شبیه تماشای Code Geass یا اخیراً، Back Arrow بود. فقط با پیچ و تاب های داستانی دیوانه وار افزایش می یابد تا زمانی که واقعاً عجیب و غریب می شود، و این بسیار سرگرم کننده است که فقط برای سواری همراه باشید. + قهرمان معیوب جالب در لوک. او در ابتدا یک بچه پولدار کوچک لوس است، و حزبش در کل او را دوست دارد، اما با غرور و برخی از شیطنت هایش خشمگین می شود. من آن را مبهم نگه میدارم تا از اسپویلها اجتناب کنم، اما این اساساً مستقیماً منجر به انجام یک اشتباه وحشتناک و غیرقابل بخشش او میشود که سپس منجر به این میشود که دوستانش او را با انزجار ترک کنند. برخی زمینههای ارزشمند برای توضیح اینکه چرا او اینگونه است اضافه میشود، و بسیاری از بقیه سریالها درباره تلاش او برای بازسازی اعتمادی است که با رفقای خود در اوایل سریال شکسته بود. این یک راه جالب و تا حدودی منحصر به فرد برای ارائه یک قهرمان است، زیرا او گاهی اوقات شخصیتی واقعا نفرت انگیز است، و من در واقع فکر می کردم که آنها می خواهند او را بکشند یا از او یک شرور بسازند و یک قهرمان جدید (که Asch است) داشته باشند. نقطه. اما در پایان سریال، او احترام شخصیت ها و مخاطبان را به دست آورد. این یک شخصیت بسیار خوب توسعه یافته و راضی کننده است. + سایر شخصیت ها نیز در طول سریال پیشرفت خوبی پیدا می کنند. مخصوصاً از کاری که آنها با پرنسس ناتالیا کردند خوشم آمد. او در اوایل به عنوان یک نوع کهن الگوی "دوست دوران کودکی که ناگزیر از دست دادن است" معرفی شد، نامزدی با لوک از بدو تولد به عنوان یک موضوع سیاست سلطنتی اما بدون احساسات عاشقانه بین آنها. اما شخصیت او تا حد زیادی مستقل از لوک رشد میکند (این یک سریال حرمسرا نیست)، و موضوع والدین او که در اواسط سریال مطرح میشود، واقعاً او را به عنوان یکی از بهترین شخصیتهای سریالی که چندین شخصیت دارد ارتقا میدهد. + OP و ED هر دو bops هستند. + صداگذاری در کل قوی است، اما نکته برجسته این است که جوجی ناکاتا آن را طوری صدا می کند که فقط او می تواند به عنوان وان، مربی لوک و معلم شمشیربازی. + انیمیشن و آثار هنری کاملاً خوب هستند، به راحتی با استانداردهای مدرن همتراز یا فراتر از آن هستند، حتی اگر تقریباً 15 سال پیش که من این بررسی را می نویسم ظاهر شد. CGI شگفتانگیز به نظر نمیرسد، اما باز هم، من در سال 2022 انیمههای بسیار بدتری را دیدهام. صحنههای مبارزه گستردهای وجود ندارد، اما آنهایی که وجود دارند، کارگردانی و انیمیشن خوبی دارند، پویا و هیجانانگیز هستند. کارهای کوچکی مانند هنر پس زمینه، طراحی شهر و ساختمان و غیره، همگی بسیار خلاقانه و به خوبی انجام شده اند. موارد منفی: - میئو، شخصیت طلسم کوچک شناور، بی فایده و آزار دهنده است. او هیچ دلیلی برای حضور در هیچ صحنه ای ندارد، هیچ چیز ارزشی اضافه نمی کند، و صدای بیش از حد ناز او به شدت گیرا است. در سریالی که باید بالاتر از این باشد، این یک چیز بچه گانه است. - جهان سازی ناسازگار. آنها کارهایی مانند توضیح دادن جزئیات زیاد در توضیح سیستم بسیار مهم محیطی به نام طوفان سیارهای را انجام میدهند که فونهای هفتم را در سرتاسر جهان به گردش در میآورد، اما در واقع توضیح نمیدهند که فونهای هفتم چیست، که بخش عمدهای از افسانههای سری است. به نظر می رسد فقط یک کلمه فانتزی برای ذرات جادویی از آنچه من می توانم جمع آوری کنم، اما بسیاری از زمینه های گم شده وجود دارد. آیا 6 نوع فونون دیگر وجود دارد؟ شاید هیچوقت نفهمیم - اندازه بازیگران کمی بیش از حد بزرگ است. مشکل بزرگی نیست، اما میتواند ردیابی اینکه همه افراد در مواقعی چه کسی هستند و اهمیت آنها چیست، دشوار است، و تصور میکنم اگر به جای تماشای کامل فیلم در 2، هفته به هفته تماشا میکردید، مشکلتر خواهد بود. هفته ها مثل من فقط چند کاراکتر کمتر تفاوت بزرگی ایجاد می کند.نقد و بررسی داستان با امتیاز 6 از 10 TLDR، من به طور کلی از تماشای این سریال لذت بردم، اما در کل خیلی خوب بود. حالا به بررسی. من بازی را بازی نکردم، بنابراین اساساً در حالت کور/تازه رفتم. اگر یک سریال انیمه با موفقیت احساسات دقیقی را در بیننده ایجاد کند، موفقیت محسوب می شود؟ برخی می گویند این است و من به طور کلی موافقم، اما در مورد این انیمه، می توانم بگویم که کمی زیاده روی کرده است و در نهایت علیه خودش کار می کند. پیشفرض/داستان در ظاهر، Tales of the Abyss همه جعبههای انیمههای من را مشخص میکند. این دارای عناصر اکشن، فانتزی، ماجراجویی، جادو و لمس عاشقانه است. مطمئناً برداشت جالبی از فرض قدیمی "دلخر جوان خراب از همه چیز عبور می کند، بزرگ می شود و سعی می کند جهان را نجات دهد" است، اما فراتر از رویکرد جالب، داستان مانند اکثر انیمه های این روزها کاملاً قابل پیش بینی است. ناامیدی اولیه این مجموعه، و به طور کلی با انیمه «خیلی خوب» بسیار رایج است، این است که چگونه کل طرح بر اساس اتفاقاتی است که میتوانستند با برقراری ارتباط ساده از آن اجتناب کنند. X چیزی را میداند که Y نمیداند، دلیل واقعی ندارد که به Y نگوید که چیست، با این حال فرصتهای زیادی برای انجام این کار دارد، اما تصمیم نمیگیرد، و زمانی که Y متوجه میشود دیگر دیر شده است. این فرمول تقریباً در کل سریال چندین بار تکرار میشود و در بعضی مواقع فکر میکردم که هدف کل عمل قبلی چیست. با این حال، توسعه داستان مناسب است. این به داستانی از مبارزات بین اهداف و وسایل تبدیل می شود و اینکه چگونه دو طرف ممکن است یک هدف را بخواهند اما ابزار آنها به قدری متفاوت است که آنها مایلند یکدیگر را بکشند یا به خاطر آن بمیرند. شخصیت ها بیشتر توسعه شخصیت در "اوه دنگ! پیچ و تاب داستان!" لحظات سبک که در صورت استفاده زیاد قدیمی می شود. همچنین هرگز انیمه ای را ندیده ام که عملاً همه بچه های خوب اینقدر ریاکار باشند. MC به شدت مورد سرزنش قرار می گیرد که به فکر خود نیست و زمانی که در نهایت سعی کرد به خود فکر کند یا ساکت شد، یا یک بار دیگر توسط همان شخصیت ها مورد تنبیه قرار گرفت. این همان جایی است که سوال در ابتدای بررسی من از آن سرچشمه می گیرد. من واقعاً از شخصیت هایی که قرار بود از آنها بدم بیاید، بیزار شدم. به قدری که وقتی رستگاری شروع شد، همراهی با آن خیلی اجباری به نظر می رسید، اما به هر حال من با آن همراه شدم. اکنون با مشکل بعدی مواجه میشویم: شخصیتهای فرعی آنقدر کار خوبی در شعلهور کردن آتش ناپسندی انجام دادند که وقتی گفته شد شخصیتهای نجاتیافته دوباره دوستداشتنی میشوند، تقریباً احساس میشد که بقیه بازیگران لیاقت همراهی با آنها را ندارند. این باعث میشد که دوست داشتن واقعی برخی از شخصیتهایی که داستان در نهایت برای بیننده در نظر گرفته شده بود را سخت کند. همانطور که گفته شد، همه چیز بد نبود. این سریال عمیقاً در تاریخ و انگیزههای برخی از شخصیتهایش غوطه ور میشود و تعدادی از آنها را دوست داشتم که از قضا یکی از آنها MC است. با برداشتن یک قدم به عقب و نگاه کردن به کارت هایی که به او داده شد و کارهایی که باید انجام می داد، در نهایت واقعاً با وضعیت او همدردی کردم و از او ریشه یابی کردم. همچنین برخی پیچش های داستانی وجود داشت که در عین قابل پیش بینی بودن، به خوبی اجرا و توجیه شدند. نتیجه ممکن است این نقد بدی به نظر برسد، اما همانطور که در ابتدا اشاره کردم، از تماشای کلی آن لذت بردم، ژانرهای مناسبی را برای من انتخاب کرد و به اندازه کافی برای لذت بردن از آن داشت. بنابراین من به آن نمره 6/10 می دهم، یعنی Ok برای تماشای اگر زمانی برای کشتن دارید و ژانرها و تم ها را دوست دارید.برچسب ها دانلود و تماشای آنلاین انیمه Tales of the Abyss با زیرنویس فارسی
دانلود و تماشای آنلاین انیمه Tales of the Abyss با زیرنویس چسبیده فارسی
دانلود و تماشای آنلاین انیمه Tales of the Abyss با زیرنویس فارسی
-
-
-