اگرچه من از زمان تماشای Lupin: Tales Of The Wolf که یک نوار vhs دو قسمتی بود که توسط Streamline Pictures در دهه 1990 منتشر شد، از Lupine the III آگاه بودم، من تجربه زیادی با Lupine the III به عنوان یک کل نداشتهام. در زمان نگارش این بررسی، تنها بار دیگری که آثار دیگری از لوپین III را تماشا کردم، فیلم لوپین III: قلعه کالیوسترو است. تصمیم گرفتم به اولین ماجراجویی لوپین III در دنیای تلویزیون با سریال تلویزیونی اصلی که در سال 1971 منتشر شد نگاه کنم. این سریال علیرغم اینکه بیش از 50 سال از عمرش می گذرد، به طرز باورنکردنی با برخی از کپرهای واقعا عالی و برخی از خنده های بلند طنز پراکنده در بسیاری از سریال ها، خوب است. قسمت ها
در این سریال همچنین میتوانیم شروع Goemon و نحوه تبدیل شدن او به گروه لوپین را ببینیم زیرا از اولین حضورش در واقع یک شرور برای لوپین و گروهش قبل از اینکه در نهایت به آنها بپیوندد است.
قالب هر قسمت تقریباً در اکثر موارد یکسان است. لوپین و گروهش نقشه دزدی میکنند. موانع متعددی بر سر راه او قرار میگیرند و در حالی که بازرس Zenigata روی پاشنههایش داغ است، لوپین و گروهش باید در بالای بازی خود باشند و حیلهگرانههای حیلهگر آنها باید در سطح بالایی باشند تا برخی از این دزدیها را انجام دهند. اکثر اپیزودهای این مجموعه کاملاً مستقل هستند، زیرا واقعاً یک داستان کلی منهای اپیزودهایی وجود ندارد که تکامل گومون را به عنوان یک شخصیت از شرور تا در نهایت بخشی از باند لوپین نشان دهد. بنابراین علاوه بر این قسمتها، میتوانید بسیاری از اپیزودها را بدون نظم تماشا کنید، بدون اینکه احساس کنید از دست رفتهاید، زیرا واقعاً داستان کلی در طول این فصل اول وجود ندارد.
من اغلب متوجه میشوم که قویترین قسمتهای سریال یا قسمتهایی هستند که بر گذشته یک شخصیت تمرکز میکنند یا از قالب تلاش برای برنامهریزی یک دزدی عالی یا سرقت یک گنج آرزو جدا میشوند. یک اپیزود واقعا عالی وجود دارد که بر گذشته فوجیکو تمرکز دارد که احتمالاً بیشترین جزئیاتی است که در رابطه با توسعه شخصیت در کل فصل به دست خواهید آورد. اگر انتظار دارید که در رابطه با Lupin، Jigen، Goemon و Zenigata شاهد پیشرفت شخصیتی زیادی باشید، متأسفانه ناامید خواهید شد. ما چند تکه کوچک از لوپین دریافت می کنیم که در مورد پدر و پدربزرگش صحبت می کند، اما آنها در بهترین حالت فوق العاده کوچک هستند. همچنین اپیزودهای بسیار خوبی وجود دارد که در آن لوپین باید از زندان فرار کند و حتی قسمت هایی وجود دارد که او باید جلوی یک توطئه تروریستی را بگیرد و باید یک دختر ربوده شده را نجات دهد که در واقع دیدن آن بسیار خوب است، زیرا برنامه ریزی معمولی برای دزدی عالی می تواند به دست آید. کمی تکراری تا جایی که آزاردهنده است وقتی تقریباً در هر قسمت آن را می بینید. به این معنا نیست که اکثر قسمتهای سرقت بد هستند، اما میتوانند کاملاً عمومی باشند. گاهی اوقات بهترین قسمتهای دزدی، قسمتهایی هستند که فوجیکو آخرین خنده را میگیرد، یا حداقل فکر میکند تا زمانی که لوپین دست بالا را به دست بیاورد، این کار را انجام میدهد که اغلب میتواند به نتایج بسیار خندهداری منجر شود.
طنز فصل مقدماتی لوپین سوم هنوز هم به همان اندازه بی انتها است، اما بیشتر به هزینه بازرس زنیگاتا است تا جایی که هر چند وقت یک بار باید برای آن مرد متاسف شوید زیرا او دائماً قربانی نقشه لوپین می شود. زمانی که فکر می کند می تواند در صدر قرار بگیرد. قطعا برخی از بهترین لحظات خنده دار کل انیمه تلاش برای کشف اینکه فوجیکو چگونه و چه زمانی دارد لوپین و گروهش را زیر پا می گذارد. من اغلب این سوال را می پرسم که چرا لوپین در ابتدا به این گستردگی اعتماد دارد، اما از آنجایی که او شهرت دارد که یکی از انیمه های اصلی وایفو است، کاملاً قابل درک است زیرا لوپین اغلب می خواهد با معدن فوجیکو ارتباط برقرار کند، علیرغم اینکه به معنای واقعی کلمه شانس 90٪ وجود دارد. او به هر طریقی از او سوء استفاده می کند.
یکی از چیزهای خوب در مورد این انیمه این است که می تواند زمانی که بخواهد بالغ شود. در طول انیمه مواقعی وجود دارد که فکر میکنید بچهها در هر سنی میتوانند آن را تماشا کنند، اما در کل سریال مردم کشته میشوند (با وجود اینکه خونی وجود ندارد یا خون بسیار کمی دارد) و صحنههای بسیار کوتاهی از برهنگی وجود دارد که در سراسر انیمه پخش شده است. تمام فصل اول، اما خوشبختانه هرگز شما را از آنچه که فصل اول ماجراجویی لوپین را بسیار لذت بخش می کند، منحرف نمی کند. قطعا برای مخاطبان نوجوان مناسب تر خواهد بود.
فکر میکنم یکی از ضعیفترین جنبههای فصل اول Lupin the III فقدان شخصیتهای شرور جذاب است. هیچ یک از شرورها واقعاً در اکثر موارد به یاد ماندنی نیستند. برخی از آنها در قسمتهای دیگر ظاهری جزئی پیدا میکنند، اما بهطور باورنکردنی شیرینیپز هستند و بهطور باورنکردنی ابتدایی هستند و هیچ گونه ظاهری از یک شخصیت فردی و قابل تعریف ندارند. من میدانم که Zenigata همیشه آنتاگونیست شماره یک در برابر لوپین III خواهد بود، اما اگر کمی بیشتر روی برخی از شرورهای ثانویه کار شود، بسیاری از قسمتهای دزدی آنقدر ضعیف به نظر نمیرسند.
با توجه به انیمیشن، تقریباً همان چیزی است که از چیزی ساخته شده در دهه 1970 انتظار دارید. واقعاً به خوبی صیقل داده نشده است، و هر از گاهی به عنوان انیمیشن فوقالعاده ناهموار ظاهر میشود، اما باید به زمان ساخت آن احترام بگذارید و آن را درک کنید. چند خطای انیمیشن قابل توجه وجود دارد، اما چیزی آنقدرها که حواستان را پرت میکند، نیست. این سریال زمانی از جهشهای زمانی غیرمنتظره و تصادفی رنج میبرد که نقاط داستانی خاصی در طول یک اپیزود اتفاق میافتد، مانند زمانی که یکی از شخصیتها آسیب میبیند و سپس صحنه بعدی شما در اتاق بیمارستان با آن شخصیت قرار میگیرید، بدون اینکه تمایلی به اتفاقات بین آن لحظات داشته باشید. گاهی اوقات می تواند در چند قسمت بسیار قابل توجه باشد.
موسیقی بیش از حد قابل استفاده است زیرا یک کپسول زمانی عالی برای نوع موسیقی است که در دهه 1970 می شنوید. بهعنوان یک طرفدار بزرگ جیمز باند، من را فوراً به یاد بسیاری از موسیقیهای پسزمینهای میاندازد که اغلب در فیلمهای شان کانری و اوایل دوران راجر مور در فیلمهای باند میشنوید.
این فصل اول Lupin فقط اولین دوبله انگلیسی آن را اخیراً در سال 2021 داشت و آنها استعدادهای بسیار خوبی در صداپیشگی مدرسه قدیمی از آن به دست آوردند. آنها چند فارغ التحصیل از Robotech (Macross) با هر دو تونی اولیور (ریک هانتر) و ریچارد اپکار (بن دیکسون) به ترتیب صدای لوپین و جیگن را انتخاب کردند. اعتراف میکنم که صدایی که برای فوجیکو ماین (میشل راف) به دست آوردند، برای او کاملاً عالی بود. زیبا و در عین حال دستکاری کننده
به طور کلی، فصل اول Lupin the III یک راه عالی برای شروع وارد شدن به دنیای Lupin the III است و حتی اگر اولین بازی او بهترین بازی او نیست با عدم توسعه شخصیت برای بسیاری از شخصیت ها و بسیاری از شخصیت ها. اپیزودها کاملاً عمومی هستند - هنوز هم یک کپسول زمانی عالی برای ورود به دنیای انیمه در دهه 1970 است و کمک زیادی به تثبیت لوپین III به عنوان یکی از آن شخصیت های انیمه جاودانه و همه فیلم های عالی که در آینده در انتظار او هستند، کرد. اثر بزرگ داستانی لوپین سوم: قلعه کالیوسترو به کارگردانی کسی جز هایائو میازاکی.