نمایش Mobile Suit Gundam: 08th MS Team (در اینجا پس از آن به عنوان "تیم MS 8" نامیده می شود) مورد ستایش منتقدان و طرفداران قرار گرفته است و اغلب به عنوان یکی از بهترین ها اگر نگوییم بهترین سری Gundam شناخته می شود. در زمان نگارش این مجموعه دارای میانگین امتیاز در MAL 8.01 است و تنها توسط Gundam 00 و Iron-Blooded-Orphans در بین سری Gundam بهترین امتیاز را کسب کرده است. اما آیا تیم ام اس هشتم مستحق چنین ستایشی است؟ اتفاقی که در طول جدول زمانی قرن جهانی روی میدهد، مانند بسیاری از گاندامهای دیگر نشان میدهد که این موضوع به درگیری بین فدراسیون زمین و لباس موبایل آنها علیه شاهزاده زئون و سازندگانشان میپردازد. یک تفاوت کلیدی با اکثر سریالهای Gundam دیگر که تمایل به فضایی دارند این است که به استثنای قسمت اول، این سریال منحصراً روی زمین اتفاق میافتد و برداشتی منطقیتر (جناسی) از سریال محبوب mecha ارائه میدهد. عامل دیگر این است که 8th MS Team نسبت به سایر انیمههای مکانیکی دیگر تاکید بیشتری بر روی عاشقانه دارد و بخش کلیدی داستان رابطه بین شیرو خلبان گاندام و آینه نجیب زئون است.
از نکات مثبت شروع کنیم، علیرغم اینکه در سال 1996 منتشر شد، انیمیشن و صداگذاری 8th MS Team به طرز فوق العاده ای قدیمی شده است. انیمیشن، به خصوص دعواهای بین مکانیک، بیشتر روان و خوب ساخته شده است، به خصوص قسمت های آخر. چیزی که من از آن لذت بردم توجه به جزئیات بود، به عنوان مثال، هر سه ماشین لباس موبایل در تیم هشتم ام اس تفاوت های جزئی دارند که نشان دهنده شخصیت خلبانانشان است. به عنوان مثال در یک قسمت کت و شلوار موبایل کارن آسیب می بیند، و برای بقیه سریال، مکانیک او کمی متفاوت از بقیه است. موسیقی، از جمله آهنگهای آغازین و پایانی، بسیار خوب بود، اگرچه شاید برای سریالی که بر تأثیرات هشیارکننده جنگ تمرکز دارد، کمی بسیار خوشبینانه بود.
8th MS Team همچنین دارای شخصیت های بزرگ و دوست داشتنی است. در سمت فدرال/کت و شلوار موبایل، شیرو، قهرمان ایده آلیست معمولی، میشل مکانیک ساده لوح، تری سندرز، یک سرباز کهنه کار که از دیدن تعداد زیادی از رفقای خود احساس گناه می کند، و کارن یکی از اعضای زن بیهوده خدمه را داریم. ، کیکی، روستایی که اغلب به آنها کمک می کند، و الدور، سربازی که ترجیح می دهد خواننده باشد. طرف مقابل زئون نیز شخصیت های خوبی داشت، مانند آینا، عاشق شیرو که کمی ایده آلیست است، گیناس برادر دانشمند دیوانه او و نوریس نگهبان محترم آنها. من دوست داشتم که حتی شخصیتهای بدجنستر مانند شیرو، تری و کارن هنوز لحظات ضعفی داشتند که باید نجات پیدا میکردند، و شخصیتهای بیتحرکتر مانند میشل هنوز لحظات قدرت خود را داشتند. در مقایسه با بسیاری دیگر از انیمه های مکانیکی، این انیمه بسیار بیشتر مبتنی بر شخصیت و محور بود، و مهم نیست که چه شخصیتی دارید، مطمئناً شخصیتی را پیدا خواهید کرد که بتوانید با آن ارتباط برقرار کنید.
حالا برای نکات منفی، چیزی که من احساس میکنم تیم MS 8 واقعاً با آن دست و پنجه نرم میکرد سرعت بود. علیرغم اینکه تنها 12 اپیزود طولانی بود و برای سریال Gundam نسبتاً کوتاه بود، بسیاری از اپیزودها احساس پرپر می کردند زیرا همیشه با همان وضعیتی که با آن شروع شده بودند به پایان می رسیدند. واقعاً فقط احساس میشد که در قسمت آخر سریال، طرح توسعه جدی وجود دارد. همچنین، رابطه عاشقانه شیرو و آینا بسیار منطقی است. آنها به معنای واقعی کلمه در حال تلاش برای کشتن یکدیگر هستند و سپس برای چند ثانیه تماس چشمی برقرار می کنند و شیرو با آینا رفتار خوبی می کند که منجر به این می شود که هر دو دیوانه وار عاشق یکدیگر شوند.
یکی دیگر از مسائلی که من با این برنامه داشتم، طنز ناپخته و دائمی سرویس هواداران در برنامه بود. برای سریالی که سعی میکند وحشیگری جنگ را به تصویر بکشد، وقتی انیمه احمقانه پسری بیگناه وارد دختری میشود که در حال حمام کردن است و او را منحرف میخوانند، واقعاً حال و هوا را از بین میبرد، همانطور که در قسمتی اتفاق میافتد که کیکی برای یک دقیقه خوب برهنه میشود تا در آن شنا کند. ریزش آب بهانه ای برای اوست که تمام دارایی هایش را در صورت بیننده و شیرو بکوبد. این بدترین مثال است، اما بسیاری از افراد دیگر، مانند الدور که سینه کارن را جمع کرده است یا اینکه چگونه با وجود اینکه در تندرا بودند، هنوز توانستند در یک قسمت بهار آب گرم از آینا و شیرو که برهنه با هم حمام میکردند جا بیفتند.
الان کمی بچهدار هستم، اما همچنین احساس میکردم دعواها در تیم اماس هشتم کمی ناسازگار بود. مواقعی در نمایش وجود دارد که ماشینهایشان چندین عکس از محدوده نقطه خالی میگرفتند و قهرمانها فقط چند خراش و کبودی داشتند، در حالی که مواقع دیگری وجود داشت که فقط یک ضربه باعث انفجار ماشینها میشد. در یکی از نمونههای برجسته، دو نفر از شخصیتهای اصلی برای مدتی طولانی با هم مبارزه میکنند، در حالی که لباسهای موبایل هر دو به شدت آسیب دیده است، اما بلافاصله بعد از آن، یکی دیگر از ماشینها فقط برای چند ثانیه پرتو لیزر را به یک کشتی عظیم شلیک میکند و تمام. لازم است تا کشتی مذکور کاملاً منفجر شود.
در نهایت بدترین قسمت این سریال قسمت پایانی آن است. اپیزودهای 10 و 11 تا حد زیادی نقطه اوج و پایان نمایش هستند، قسمت 12 با یک پرش زمانی بیمعنی و معرفی شخصیتهای فرعی بیمعنی شروع میشود و شامل کیکی و میشل است که مانند احمقها به اطراف میروند و فقط در انتها چیزی را کشف میکنند که قبلاً وجود داشت. در پایان قسمت 11 ایجاد شد. کل قسمت فوق العاده خسته کننده و یکبار مصرف در یک نمایش پر اکشن است. این اپیزود یکی از دلایل اصلی کاهش رتبه ام برای تیم ام اس هشتم از 9 یا 8/10 به 7/10 ثابت بود.
در خاتمه، فکر میکنم 8th MS Team یک نمایش خوب و افزودهای شایسته به فرنچایز Gundam است، اما در عین حال احساس میکنم ستایشی که از آن دریافت میشود کمی بیش از حد است. بینندگان انیمه با انیمیشن های عالی و توسعه شخصیت های خوب برخورد خواهند کرد، اما شخصاً قسمت های نه چندان درخشان سریال باعث ناراحتی من شد و اگر قصد تماشای آن را دارید، به شدت توصیه می کنم قسمت دوازدهم را رد کنید.